چه خوش گفت سهراب

و صدای کلاغی که پرید

از سر شاخه درختی سرد

این هوای پاییزی است

که محبت در آن یخ زده است

جوجه کوچیک من

توانایی براش نیست

به کجا می رود آن؟

دنبال چه کسی می گردد

آیا می یابد؟

آن دانه محبت رنگین را؟

به مزاجش خوش نیست

چرا که او نچشیده هیچگاه

طعم شیرین محبت را